ای ساربان، ای کاروان
لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستنِ پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان، بر پا بود
این عشق ما بماند بجا
ادامه مطلب را بخوانید »
ارسال شده در مورخ ۱۰ شهریور ۸۷ توسط دانیال | موضوعات: موسیقی | نظرات: یک نظر
یه دونه، دو دونه، سه دونه
خوش مزه ، خوش مزه، خوش مزه
….
خوش طعم ، خوش طعم ، خوش طعم
…
هوق! هوق! هوق!
ارسال شده در مورخ ۳۱ مرداد ۸۷ توسط دانیال | موضوعات: روزمره | نظرات: یک نظر
یکی از همسایه هامون ۱-۲ ساعت پیش مرد، الانم داشتن نصفه شبی تشیع جنازش میکردن
دلم سوخت واسش 
ارسال شده در مورخ ۲۲ تیر ۸۷ توسط دانیال | موضوعات: روزمره | نظرات: بدون نظر
سلام
جمعه ای که گذشت، یعنی ۲۱ تیر ۸۷ به اتفاق بچه های سایت پیهالز میتینگ عکاسی داشتیم!
از حدود یک هفته پیش قرارمون برای لالون تنظیم شده بود
روز جمعه ساعت ۵/۳۰ من رسیدم ونک، بعد از من میثم و عباس و عباسعلی رسیدن، بعد از رسیدن اونا علی و عرفان بودن که به ما ملحق شدن
پیام و روزبه و محسن، با ماشین پیام اومدن و بعد از اونها مهرداد رسید
لیدر تور من بودم، با ماشین پیام راه افتادیم و از صدر و بابایی و لشگرک گذشتیم تا به فشم رسیدیم ( حالا بماند که مهرداد مثل همیشه گم شد! )
از میدون فشم، به سمت راست ( به سمت گرمابدر و زاگون ) رفتیم و از ۲ راهی زاگون( البته زاگون یه توقف برای خرید تنقلات و صبحانه داشتیم) به سمت لالون! رسیدیم لالون و جاده باریک و هموار!!! رو طی کردیم به سمت ورزا
تا جایی که میشد با ماشینا رفتیم بالا و ماشینا رو گذاشتیم و پیاده راه افتادیم
مسیر زیادی رو تا رسیدن به تنگه نداشتیم، ولی خب بچه ها آمادگیشون برای راهپیمایی چندان نبود! از طرفی هم برای عبور از تنگه باید از رودخونه رد میشدیم و آمادگی فنی ـش رو نداشتیم
خلاصه قبل از تنگه، کنار رودخونه بساط صبحونه رو پهن کردیم و مشغول شدیم، بعد از صبحونه هم بچه ها مشغول عکاسی از طبیعت شدن و بعدش تیکه راه باقی مونده تا تنگه رو پیاده روی کردیم، تو تنگه هم یه استراحت کردیم و یه مقدار صحبت کردیم و مسیر برگشت رو طی کردیم
از نظرم میتینگ خوب و جمع و جوری شد، امیدوارم بچه ها هم راضی بوده باشن

فایرفاکسی ها قصد دارند در اقدامی که توضیحاتش در وبلاگ فایرفاکس منتشر شده، با دانلود نسخه سوم فایرفاکس، رکورد دریافت یک نرم افزار را بشکنند و این رکورد رو تو گینس ثبت کنند.
تاریخ انتشار نسخه سوم فایرفاکس هنوز مشخص نیست، ولی شما اگه به این صفحه برید، میتونید فرمی رو پر کنید که هنگام انتشار نسخه سوم، برای شما ایمیلی ارسال بشه
تو این صفحه هم میتونید آمار اعضایی که آمادگی خودشون رو از نقاط مختلف دنیا! برای انجام این عمل! اعلام کردند مشاهده کنید
میتونید از این صفحه هم لوگوهای این روز رو دریافت کنید و تو سایت یا … تون استفاده کنید
مادر تفنگهایم را در زمین دفن کن
که دیگر نمیتوانم با آنها شلیک کنم
آن ابر سرد و سیاه پایین می آید
و من احساس میکنم که در حال کوبیدن در بهشتم
برای حضرت محسن نامجو ، آن یار دل کش ام
محسن نامجو نمیدانم چطور ، چگونه و چه زمانی برای اولین بار صدایت را شنیدم .
اما به قول عاصی : از گوش آمدی و بر دل نشستی .
در صدایت نمیدانم چیزی است که مرا می کَشد و می برد . از خود جدا می شوم.
به همین دلیل محسن نامجو تو را دل کِش می خوانم هر چند که شاید نیازی به آن
نداشته باشی.
اما من همیشه به یارانم صفتی داده ام پس محسن نامجو تو هم بشو
آن یار ، آن یار دل کِش ، آن یار دل کِش ام.
ادامه مطلب را بخوانید »

شب یَلدا یا شب چِله آخرین روز آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیها این شب را جشن میگیرند.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
پبشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد میترا یا مهر است.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی.
یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .
جشن یلدا در ایران امروز
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
یلداتون مبارک !
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
ارسال شده در مورخ ۳۰ آذر ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: روزمره | نظرات: ۳ نظر