
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من ۱۵ سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
به نقل از http://alireza.nasseh.ir/dad.htm
هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغربزمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمعآوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای امریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده ۱۹ ام با خود به قاره امریکا آوردند.
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود.
تاریخچه:
جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشنهای مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سالها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی میکردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش میافروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره مینشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.
از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار میشد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، میتوان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباسهایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی ماندههای آتش و خاکستر به خانهها با این نیت که آنها را از بدیها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیشها با شب زندهداری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون میکردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومیها به این منطقه آیین هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بیتأثیر نبود تا آنجا که کمکم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر میدانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباسهای عجیب و ترسناک میپوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار میکردند و برای آن به در خانهها میرفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن میکردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج میداد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا میکرد برای او یک کار نیک انجام میدادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمیداد او را به سخره و بازی میگرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندیها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیینها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکاییها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبلهایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید. گاه پیش میآمد که راه مردم را میبستند، به در خانهها سبزی و میوه پرتاب میکردند، با سنگ و کلوخ دودکش خانهها را مسدود میکردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تریک» میکنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدید آورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.
هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کمکم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.
این مقاله از فریا رو هم بخونید : http://www.farya.com/id/682
به نقل از انجمنهای مجیدآنلاین :
پنج سال از اولین باری که مجیدآنلاین رو تایپ کردم می گذره!
امروز پنج سال از روزهای خوبی که بهونه شد تا دوستان خوبم رو پیدا کنم می گذره. سالهایی که تونستم با بهونه مجیدآنلاین خیلی چیزها رو از دوستانم یاد بگیرم…
و حالا بعد از پنج سال که با کمک و همفکری دوستانم تونستیم به اینجا برسونیمش، وظیفه خودم میدونم از معلم مهربونم به خاطر این همه چیزهایی که یاد گرفتم تشکر کنم.
و از همه شما که دیروز با فکرتون، امروز با فعالیتتون و فردا با امید هاتون در هرچه پر بارتر بودن مجیدآنلاین کمک میکنید صمیمانه تشکر و قدردانی کنم؛ و تولد پنج سالگی مجیدآنلاین رو به همتون تبریک بگم!
به امید پنجاه سالگی مجیدآنلاین…
به نقل از Notorious :
پلاگین های متفاوتی برای فتوبلاگ کردن وردپرس وجود داره منتها این یکی هم جدیدتره هم بهتر.
بعد از نصب( که مثل بیشتر پلاگین ها فقط آپلود کردن فایل ها و فعال کردن پلاگینه), یک فیلد به بالای ویرایشگر اضافه میشه که می تونید تصویر مورد نظر رو از اونجا انتخاب و آپلود کنید.
توی صفحه اصلی, موقع فهرست کردن نوشته ها, فقط تصویر بندانگشتی(thumbnail) نشون داده می شه و با کلیک کردن روی لینک ثابت نوشته تصویر در سایز اصلیش قابل رویته.
اطلاعات بیشتر: YAPB
ارسال شده در مورخ ۷ آبان ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: وردپرس | نظرات: یک نظر
ارسال شده در مورخ ۷ آبان ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: وردپرس | نظرات: بدون نظر
ارسال شده در مورخ ۷ آبان ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: عمومی | نظرات: بدون نظر
با تشکر از ایمان
به گزارش سایت www.ict-center.ir، در پی برخی اخبار غیررسمی از سایتهای مختلف، زمین در تاریخ ۲۷ آگوست ۲۰۰۶ میلادی ساعت ۱۲ نیمه شب، ۲ ماه خواهد داشت !!!
این به این دلیل است که فاصله سیاره مریخ به زمین کاهش یافته و به ۳۴/۴۵ میلیون مایلی زمین میرسد. و بنابر همین گفته ها، اندازه مریخ با زمین به حدی کم خواهد شد که با چشم غیر مسلح نیز میتوان آن را دید.
و آسمان به شکلی خواهد شد که گویی ۲ ماه در آن وجود دارند.
متن اصلی این خبر به زبان انگلیسی چنین است:
Planet Mars will be the brightest in the night sky starting August. It
will look as large as the full moon to the naked eye. This will
cultimate on Aug. 27 when Mars comes within 34.65M miles of Earth.
Be sure to watch the sky on Aug. 27 12:30 am . It will look like The
Earth has 2 Moons. Don“t Miss it…..
The next time Mars may come this close only in 2287.
NOTE: Share this with ur friends as NO ONE ALIVE TODAY will ever see it again
ترجمه:
سیاره مریخ بعد از آگوست، روشنترین نور را در آسمان شب خواهد داشت. مریخ به اندازه ماه کامل برای چشم غیرمسلح، بزرگ خواهد بود. این رویداد در تاریخ ۲۷ آگوست رخ خواهد داد. هنگامی که مریخ به فاصله ۳۴/۶۵ میلیون مایلی از زمین میرسد.
حتما آسمان را در ساعت ۱۲:۰۰ نیمه شب ببینید. همانند این خواهد بود که زمین ۲ ماه دارد. آنرا از دست ندهید …
زمان بعدی که مریخ ممکن است تا این حد به زمین نزدیک شود، در سال ۲۲۸۷ است.
نکته: این را به دوستان خود بگویید چون هیچ یک از افرادی که در حال حاضر زنده هستند، آنرا دوباره نخواهند دید.
سایت ها و فرومهای زیادی این خبر را نقل کرده اند و از آن جمله است:
http://bbs.chinadaily.com.cn/viewthread.php?tid=528108&page=1&extra=page%3D1
http://www.alloexpat.com/malaysia_expat_forum/viewtopic.php?p=122717
http://www.paklinks.com/gs/showthread.php?t=224425
http://forum.jucaushii.ro/viewtopic.php?t=4302
http://www.extremeastronomy.com/forum/archive/index.php/t-138.html
با جستجوی عبارت “Aug. 27 12:30 am” در گوگل، میتوانید ببینید که چه تعداد سایتی این خبر را نقل کرده اند.
لطفا شما نیز این خبر را برای دوستانتان ارسال کنید؛ چون در صورت درست بودن، اگر کسی آن را نبیند از دستش خواهد داد و چنین رویدادی تا سال ۲۲۸۷ میلادی تکرار نخواهد شد. که هیچ یک از ما در آن تاریخ زنده نخواهیم بود.
ارسال شده در مورخ ۲۷ مرداد ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: خبر | نظرات: ۲ نظر
باز هم از ایمان
مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت آرایشگر گفت: من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت: کافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت:چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم مشتری با اعتراض گفت پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند ‘آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیکنند مشتری گفت دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند! برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد
ارسال شده در مورخ ۲۷ مرداد ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: عمومی | نظرات: بدون نظر
نقل قول از وبلاگ ایمان
دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد. این دختره یه دوست پسری داشت که عاشقه اون بود. دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده. وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش
Some years ago a blind girl lived on the cowardly world. This girl had a boy friend that he was her lover. The gril every times said “If I’ll had my eyes and I’ll not blind, I’ll stay with you for ever”. One day a man finded and came for present to offer his eyes to the blind girl. When girl that can see and she was not blind, she saw her boy friend is blind. Girl said to her lover, “I don’t want you. go please!”. The boy became annoyancely and went and with a bitter smile said to girl, “Protect my eyes”.
فکر کنم بهتر باشه اسم اینجا رو عوض کنم بزارم سال نگار!
ارسال شده در مورخ ۴ تیر ۸۵ توسط دانیال | موضوعات: عمومی | نظرات: ۳ نظر